سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

317

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

چيزى كه همه مسلمين متفق بر عدم وجوبش هستند همچون نماز ديگر غير از صلوات خمسه را واجب بداند . و خلاصه ضابطه و قاعده كلّى ارتداد در اين قسم آن استكه امرى را كه از نظر دين اسلام ضرورى شناخته شده انكار كند . و بايد توجه داشت كه در ارتداد قولى فرقى نيست بين اين‌كه از روى عناد و خصومت صادر شده يا ناشى از اعتقاد بوده و يا استهزاء و از روى سخريه باشد چه آنكه قائل ولو باطنا نيّتش استهزاء و سخريّه است امّا بحسب ظاهر چون كلامش كفرآميز است آن را به همان ظاهرش حمل كرده و در نتيجه او را محكوم به كفر مىدانند . سپس مىفرماين : ممكنست امثله مذكور را به قسم اوّل برگردانده و آنها را مثال براى كفرى كه بمجرّد نيّت و قصد حاصل شده بدون وساطت لفظ قرار دهيم چه آن‌كه قبل از تلفّظ نيّت و عزم حاصل بوده لاجرم بمجرّد همان كفر تحقّق يافته است . سوّم : مثل اينكه شخصى از روى عمد و اختيار دين را صريحا بباد استهزاء بگيرد يا آن را فعلا انكار نمايد مثل اينكه قرآن يا پاره‌اى از آن را مذبله و قاذورات بياندازد و نيز مثل اينكه بت را سجده نمايد . قوله : و منها الارتداد : ضمير در [ منها ] بعقوبات متفرّقه راجع است . قوله : و هو الكفر بعد الاسلام : ضمير [ هو ] بارتداد راجعست . قوله : ممّا يوبق الاديان : كلمه [ يوبق ] در اينجا به معناى زوال و نابودى مىباشد .